چهارشنبه17 شهريور 1389                         خانه تماس با ما بایگانی   
 
 
بازدید: 65 تن
 

«مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌»


هنگامي‌ كه‌ علي‌ رضا رييس‌ كشته‌ شد، گسيختگي‌ ژرفي‌ در كار انجمن‌ پديد آمد. عده‌اي‌را دستگير كردند و گروهي‌ نيز مخفي‌ شدند. اما رفته‌ رفته‌ دوستان‌ همديگر را بازيافته‌ و به‌گرد هم‌ آمدند. در آن‌ زمان‌، آنان‌ به‌ اين‌ بحث‌ پرداختند كه‌ آيا اصولا چنين‌ مبارزه‌اي‌مي‌توانست‌ موفق‌ باشد؟ انداختن‌ نارنجكي‌ به‌ اين‌ جا و آن‌ جا، مي‌توانست‌ كارساز باشد؟ آيا بااين‌ نارنجك‌ها مي‌توان‌ هيأت‌ فاسد حاكمه‌ و همه‌ بيگانگان‌ و بيگانه‌پرستان‌ را ساقط كرد؟حتا در صورت‌ موفقيت‌، بعد چه‌ مي‌شود؟ ما چه‌ چيزي‌ را مي‌توانيم‌ جانشين‌ كنيم‌؟ با كدام‌انديشه‌، با كدام‌ جهان‌ بيني‌، با كدام‌ مانيفست‌؟ چگونه‌ مي‌خواهيم‌ كشور را اداره‌ كنيم‌ و براي‌مسايل‌ گوناگون‌ آن‌ چه‌ راه‌ حلي‌ داريم‌؟
آنان‌ با اين‌ برداشت‌، ديگر به‌ دنبال‌ مبارزه‌ي‌ مسلحانه‌ نرفتند. آنان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدندكه‌ اگر آن‌ مبارزه‌ پيروز هم‌ مي‌شد، در حقيقت‌ شاخه‌ي‌ نظامي‌ بود كه‌ پيروز مي‌شد، نه‌ شاخه‌سياسي‌. شاخه‌ي‌ نظامي‌ هميشه‌ به‌ دنبال‌ راه‌حل‌هاي‌ نظامي‌ است‌، نه‌ سياسي‌. شاخه‌نظامي‌، تنها مبارزه‌ي‌ مسلحانه‌ و تخريب‌ را مي‌شناخت‌ و اگر حاكم‌ مي‌شد، در آن‌ صورت‌شاخه‌ سياسي‌، حرفي‌ براي‌ گفتن‌ نداشت‌. همان‌ گونه‌ كه‌ تا چندي‌ پيش‌ در «اولستر » (ايرلند)حرف‌ اول‌ را شاخه‌ نظامي‌ مي‌زد و در «باسك‌ » (اسپانيا) هنوز هم‌، شاخه‌ي‌ سياسي‌ حرف‌زيادي‌ براي‌ گفتن‌ ندارد.
رايزني‌ها و گرد هم‌ آيي‌هاي‌ افراد دو شاخه‌ي‌ انجمن‌ با گروه‌هاي‌ ديگري‌ از جوانان‌ميهن‌پرست‌، تا شهريور ماه‌ 1326 به‌ درازا كشيد. آنان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ اگر بخواهنددست‌ به‌ فعاليت‌ سياسي‌ بزنند و اين‌ فعاليت‌ سياسي‌ ماندگار و اثربخش‌ باشد، مي‌بايست‌ برپايه‌ يك‌ ايدئولوژي‌ منسجم‌، دكترين‌ و مانيفست‌، استوار باشد.
تاسيس‌ حزب‌ آسان‌ است‌، ولي‌ پس‌ از آن‌ چه‌ بايد كرد؟ به‌ اعضا و مردم‌ چه‌ بايد گفت‌ وچه‌ راهي‌ را بايد نشان‌ داد؟ مهم‌تر اين‌ كه‌ چه‌ كساني‌ و با چه‌ دانش‌ لازم‌ بايد اين‌ نهاد را اداره‌كنند؟
با توجه‌ به‌ اين‌ تفكرات‌، آنان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ بهترين‌ شكلي‌ را كه‌ مي‌توان‌ براي‌اين‌ كار برگزيد، ايجاد يك‌ سازمان‌ فكري‌ است‌. ايجاد يك‌ مكتب‌ و يا يك‌ دبستان‌ است‌. اين‌دبستان‌ يا مكتب‌، مي‌تواند بدون‌ اين‌ كه‌ وارد جريان‌هاي‌ سياسي‌ روز گردد، بدون‌ اين‌كه‌دغدغه‌ي‌ درگيري‌هاي‌ سياسي‌ روز را داشته‌ باشد، كادرهاي‌ لازم‌ را براي‌ اداره‌ي‌ يك‌ حزب‌بزرگ‌ آينده‌، تربيت‌ كند. افزون‌ بر آن‌، مي‌بايست‌ درباره‌ي‌ انديشه‌، آرمان‌، ايدئولوژي‌ ودكترين‌، در محيطي‌ آرام‌، بدون‌ درگيري‌ و آلوده‌ شدن‌ در جنجال‌هاي‌ سياسي‌ روز، بحث‌ وبررسي‌ شود.
حزب‌هاي‌ بزرگ‌ آن‌ زمان‌، چه‌ آن‌هايي‌ كه‌ هنوز سرپا بودند و چه‌ آن‌هايي‌ كه‌ از صحنه‌ي‌تاريخ‌ حذف‌ و محو شده‌ بودند، مانند حزب‌ كمونيست‌ شوروي‌ و حزب‌ نازي‌ در آلمان‌، داراي‌مدرسه‌ حزبي‌ بودند. در اين‌ مدرسه‌ عناصر موردنياز اداره‌ي‌ حزب‌ تربيت‌ مي‌شدند.حزب‌هاي‌ بزرگ‌ داراي‌ پژوهشكده‌ هستند كه‌ در آن‌، بر روي‌ انديشه‌ و آرمان‌ حزب‌ كار شده‌ وحاصل‌ پژوهش‌ها به‌ صورت‌ يك‌ جريان‌ مداوم‌، به‌ صورت‌ نوشتار و گفتار، در اختيار مردم‌،اجتماع‌ و جهان‌ قرار مي‌گيرد.
شايان‌ توجه‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ تعدادي‌ جوان‌ در سنين‌ سال‌هاي‌ اول‌ دانشگاه‌ و آخردبيرستان‌ كه‌ برخي‌ از آنان‌ جرأت‌ مبارزه‌ي‌ مسلحانه‌ را هم‌ داشته‌ و آن‌ را تجربه‌ هم‌ كرده‌بودند، به‌ جاي‌ اين‌ كه‌ در لحظه‌ي‌ نخست‌ دست‌ به‌ ايجاد يك‌ حزب‌ بزنند، مانند احزابي‌ كه‌ درصحنه‌ي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ آن‌ روز ايران‌، چون‌ قارچ‌ از زمين‌ مي‌روييدند و به‌ همان‌ سرعت‌نيز از بين‌ مي‌رفتند، «مكتب‌ » را بنيان‌ گذاردند. نامي‌ را كه‌ براي‌ مكتب‌ برگزيدنند، نامي‌ بودكه‌ در سطح‌ جهان‌ نيز مي‌توانست‌ درون‌ مايه‌ي‌ مكتب‌ يا دبستان‌ را به‌ همگان‌ بشناساند.آن‌ها، نام‌ «پان‌ ايرانيسم » را برگزيدند.
چنان‌ كه‌ اشاره‌ شد، هنگام‌ بنيان‌ گذاري‌ مكتب‌، فرمان‌ رييس‌ ميان‌ آن‌ جمع‌ دست‌ به‌دست‌ مي‌شد و همگان‌ بر روي‌ نام‌ مكتب‌ يعني‌ پان‌ ايرانيسم‌ اتفاق‌ نظر داشتند.
واژه‌ي‌ «پان‌ ايرانيسم‌ » براي‌ نخستين‌ بار در سال‌ 1306، توسط دكتر محمود افشاريزدي‌وارد فرهنگ‌ واژگان‌ سياسي‌ ايران‌ شد. سپس‌ وي‌ در سال‌ 1311 خورشيدي‌، طي‌ مقاله‌اي‌پيرامون‌ پان‌ ايرانيزم‌ يا اتحاد ايرانيان‌ كه‌ در پاسخ‌ مقاله‌ي‌ انجمن‌ كابل‌ (در افغانستان‌) نوشته‌شده‌ بود، پان‌ ايرانيسم‌ را در جايگاه‌ يك‌ تفكر بسيط سياسي‌ ـ اجتماعي‌ بررسي‌ كرد. در سال‌1324 خورشيدي‌، چهره‌ي‌ فرهنگي‌ پان‌ ايرانيسم‌ را مورد بررسي‌ قرار داد و نظرات‌ خود را اين‌ زمينه‌ طي‌ مقاله‌اي‌ در مجله‌ي‌ آينده‌، ارائه‌ نمود.
بدون‌ ترديد، بنيان‌ گذاران‌ مكتب‌، نام‌ پان‌ ايرانيسم‌ را از نوشته‌ي‌ دكتر محمود افشاريزدي‌، برگرفته‌ بودند. اما از آن‌ جا كه‌ از توجيه‌هاي‌ جامع‌ و مانع‌ وي‌ پيرامون‌ وجه‌ سياسي‌ ـاجتماعي‌ پان‌ ايرانيسم‌، سخني‌ در ميان‌ نيست‌، مي‌توان‌ اين‌ گونه‌ نتيجه‌گيري‌ كرد كه‌بنيان‌گذاران‌ از مقاله‌ي‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ در پاسخ‌ به‌ مقاله‌ي‌ انجمن‌ كابل‌ مربوط به‌سال‌ 1311 خورشيدي‌، بي‌خبر بودند و شگفت‌ آن‌ كه‌ با وي‌ ديدار نكرده‌ و گفتگويي‌نداشتند.
بنيان‌گذاران‌ مكتب‌، انديشيدند كه‌ مكتب‌ براي‌ تربيت‌ كادرهاي‌ لازم‌ براي‌ اداره‌ي‌ يك‌حزب‌ فراگير، نياز به‌ يك‌ مانيفست‌ يا بيان‌نامه‌ دارد كه‌ بتواند اصول‌ عقايد مكتب‌ را به‌ صورت‌كوتاه‌ براي‌ همگان‌ بيان‌ دارد. افزون‌ بر آن‌، بايد مكتب‌ داراي‌ جهان‌بيني‌، آرمان‌شناسي‌ ودكترين‌ باشد. يعني‌ اين‌ كه‌ چگونه‌ بايد آرمان‌ پان‌ ايرانيسم‌ را در اجتماع‌ پياده‌ كرد.
جوانان‌ آن‌ روز، پيش‌ از آن‌ كه‌ نام‌ پان‌ ايرانيسم‌ را بر اين‌ دبستان‌ يا مكتب‌ بگذارند،مطالعات‌ وسيعي‌ پيرامون‌ تاريخ‌ يك‌ صد و اندي‌ سال‌ پيش‌ ايران‌ آغاز كرده‌ بودند. آنان‌ به‌ اين‌نتيجه‌ رسيدند كه‌ ايران‌ از سال‌ 1192 خورشيدي‌ (1813 ميلادي‌)، دچار يك‌ رشته‌ تجزيه‌شده‌ است‌ و شگفتا كه‌ به‌ دنبال‌ هر تجزيه‌، باقي‌ مانده‌ي‌ سرزمين‌، نام‌ «ايران‌ » را حفظ كرده‌است‌.
با توجه‌ به‌ اين‌ مسايل‌، بنيان‌گذاران‌ «مكتب‌ » به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ آن‌ چه‌ به‌ نام‌«ايران‌ » ناميده‌ مي‌شود، «ايران‌ » نيست‌. بايد ايران‌ را در مفهوم‌ واقعي‌ آن‌ به‌ هم‌ ميهنان‌ خودبشناسانيم‌. دليل‌ ضعف‌ و ناتواني‌ واحدي‌ كه‌ امروز به‌ عنوان‌ ايران‌ از آن‌ نام‌ مي‌برند، واحدي‌كه‌ امروز به‌ نام‌ افغانستان‌ از آن‌ نام‌ مي‌برند، واحدي‌ كه‌ امروز به‌ نام‌ قفقاز زير چنگ‌ روس‌هاافتاده‌، دليل‌ ضعف‌ و ناتواني‌ مناطقي‌ كه‌ آن‌ها را به‌ نام‌ جعلي‌ «تركستان‌ روس‌ » مي‌نامند، اين‌است‌ كه‌ از يك‌ ديگر جدا افتاده‌اند. پس‌ راه‌ نجات‌، رسيدن‌ به‌ وحدت‌ و يگانگي‌ است‌.بدين‌سان‌، دريافتند كه‌ نام‌ پان‌ ايرانيسم‌ كه‌ از سوي‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ به‌ كار رفته‌،همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ با اين‌ انديشه‌ منطبق‌ است‌. از اين‌ روي‌ نام‌ «پان‌ ايرانيسم‌ » را براي‌مكتب‌ برگزيدند.
در نخستين‌ روزهاي‌ سال‌ 1329 خورشيدي‌، كتاب‌ بنياد مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ منتشرشد. در اين‌ كتاب‌، مانيفست‌ با بيان‌نامه‌ي‌ مكتب‌ نيز منتشر گرديد :
 پيامي‌ است‌ به‌ پرچمداران‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ ديرين‌ جهان‌، پيامي‌ است‌ به‌ نيروي‌ روان‌بخش‌ جهان‌ فردا.
 به‌ تو اي‌ كسي‌ كه‌ خود را ايراني‌ مي‌داني‌ ولي‌ ايران‌ را نمي‌شناسي‌، به‌ تو كه‌ ميهن‌ بزرگت‌ به‌ نيرنگ‌ دشمنان‌ تجزيه‌ گشته‌ است‌.
 به‌ تو اي‌ فرزند رشيد ميهن‌ كه‌ در مرز و بوم‌ جدا افتاده‌ي‌ قفقاز، روزهاي‌ اسارت‌ را سپري‌ مي‌سازي‌ و دور از هم‌ ميهنان‌، جور بيگانگان‌ را متحمل‌ مي‌شوي‌.
 به‌ تو اي‌ ايراني‌ كه‌ در شهرهاي‌ پرافتخار و تاريخي‌ مام‌ ميهن‌، بخارا و سمرقند به‌ سر مي‌بري‌ و حلقه‌ي‌ عبوديت‌ حكومتي‌ ستم‌گر را بر حلقوم‌ خود استوار مي‌بيني‌.
 به‌ تو اي‌ هم‌ ميهن‌، كه‌ زندان‌ جدايي‌ را به‌ نيرنگ‌، وطن‌ تو افغانستان‌ ناميده‌اند.
 به‌ تو اي‌ كرد دلير، اي‌ فرزند دلبند ميهن‌ كه‌ بر پراكندگي‌ برادران‌ خود ميان‌ كشورهاي‌ پوشالي‌ با حسرت‌ و ندامت‌ مي‌نگري‌ و ايران‌ بزرگ‌ را در تجزيه‌ي‌ خونين‌ و سياه‌ مشاهده‌ مي‌كني‌.
 
 به‌ تو اي‌ ايراني‌ جاي‌ گرفته‌ در بحرين‌ كه‌ سال‌هاست‌ با عمال‌ تجزيه‌ي‌ ايران‌ مردانه‌ به‌ جنگ‌ پرداخته‌اي‌.
 به‌ تو، اي‌ ايراني‌ كه‌ دور از فلات‌، دور از سرزمين‌ جاويد و مقدس‌ ميهن‌، ميان‌ ملل‌ ديگر، ايام‌ تيره‌ و پراندوهي‌ را سپري‌ مي‌سازي‌.
 آري‌، به‌ شما اي‌ ايرانيان‌، اي‌ پرچمداران‌ فرهنگ‌ جاويدان‌ جهان‌، اين‌ پيام‌ بنياد مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ است‌.
 بر اين‌ بنياد مكتبي‌ ساز گشته‌ كه‌ راهنماي‌ نجات‌ ايرانيان‌ از فترت‌ و تجزيه‌ است‌. اين‌ مكتب‌، ايران‌ و ايراني‌ را به‌ ايراني‌ و جهان‌ مي‌شناساند.
 نهضت‌ ما تنها بيداري‌ از خواب‌ غفلت‌ نيست‌ بلكه‌ برانگيختن‌ نيروي‌ نجات‌ دهنده‌ايست‌ كه‌ براي‌ ايرانيان‌ به‌ صورت‌ پان‌ ايرانيسم‌ و براي‌ جهانيان‌ به‌ صورت‌ ناسيوناليسم‌ آگاه‌ به‌ جنبش‌ در مي‌آيد.
 اين‌ پيام‌، بنياد استوار زندگي‌ شايسته‌ ملت‌ بزرگ‌ ايران‌ است‌، بنياد خانواده‌ي‌ آينده‌، حكومت‌ آينده‌ و جامعه‌ي‌ آينده‌، بنياد زيست‌ سرافراز، در ايران‌ سرفراز فرداست‌...
بدين‌ سان‌، مكتب‌ در قالب‌ يك‌ سازمان‌ نيمه‌ بسته‌ آغاز به‌ كار و يارگيري‌ كرد. يارگيري‌دقيق‌ و گزينشي‌ بود. سعي‌ مكتب‌ در اين‌ بود كه‌ با پرهيز از درگير شدن‌ در جريان‌هاي‌سياسي‌ روز در محيطي‌ آرام‌، ايده‌ئولوژي‌ را تدوين‌ كند و در زمينه‌ي‌ آرمان‌شناسي‌ ودكترين‌ پان‌ ايرانيسم‌ تلاش‌ نمايد. از سوي‌ ديگر با گزينش‌ دقيق‌ افراد و تعليم‌ آن‌ها،كادرهاي‌ موردنياز براي‌ مبارزه‌ي‌ آشكار و گسترده‌ي‌ فردا را آماده‌ كند. در اين‌ مرحله‌ ازسوي‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، هفته‌نامه‌ ساساني‌ به‌ عنوان‌ ارگان‌ غيررسمي‌ مكتب‌ منتشر شد.هفته‌ نامه‌ي‌ مزبور گرچه‌ ناشر افكار مكتب‌ بود، اما عنوان‌ «ارگان‌ مكتب‌ » را نداشت‌.
چنان‌ كه‌ اشاره‌ گرديد، در نخستين‌ روزهاي‌ سال‌ 1329 خورشيدي‌، كتاب‌ «بنياد مكتب‌پان‌ ايرانيسم‌»، منتشر شد. «بنياد»، در برگيرنده‌ جهان‌بيني‌، آرمان‌شناسي‌ و دكترين‌پان‌ ايرانيسم‌ بود. پيشگامان‌ مكتب‌، از آغاز مي‌دانستند كه‌ يك‌ حزب‌ سياسي‌ به‌ مفهوم‌واقعي‌ آن‌، نيازمند ايده‌ئولوژي‌، آرمان‌شناسي‌ و دكترين‌ است‌. يعني‌ افزون‌ بر جهان‌بيني‌، هم‌هدف‌ها را بايد روشن‌ كرد و راه‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ها را نيز نشان‌ داد. در صورتي‌ كه‌ يك‌ جريان‌سياسي‌ فاقد جهان‌بيني‌، آرمان‌شناسي‌ و دكترين‌ باشد، در رده‌ي‌ حزب‌ هايي‌ قرار مي‌گيردكه‌ در اثر جريان‌هاي‌ روز، به‌ صورت‌ موسمي‌ شكل‌ گرفته‌ و در نخستين‌ برخوردايده‌ئولوژيك‌، از صحنه‌ي‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ محو مي‌شوند. بنيان‌گذاران‌مكتب‌، انديشه‌ي‌ ناسيوناليسم‌ را به‌ عنوان‌ پايگاه‌ فلسفي‌ و جهان‌بيني‌ مكتب‌ برگزيدند.منتهي‌ با يك‌ برداشت‌ علمي‌ از مكتب‌ مزبور. در بنياد مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ نيز با روشني‌ به‌اين‌ مسأله‌ اشاره‌ شده‌ است‌ كه‌ «فرق‌ ناسيوناليسم‌ پيش‌ از ما و بعد از ما، فرق‌ خواب‌ و بيداري‌ است‌».
تا آن‌ زمان‌، برداشت‌ از انديشه‌ي‌ ناسيوناليسم‌ عبارت‌ بود از نوعي‌ ميهن‌پرستي‌ يا علاقه‌به‌ آب‌ و خاك‌ و دره‌ و ييلاق‌، بدون‌ مباني‌ فكري‌ منسجم‌ و علمي‌. بيش‌تر سخن‌ بر سر اين‌ بودكه‌ ما چون‌ ميهن‌مان‌ را دوست‌ داريم‌، شهرمان‌ را دوست‌ داريم‌، پس‌ ما ناسيوناليست‌هستيم‌. در صورتي‌ كه‌ بنيان‌گذاران‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، ناسيوناليسم‌ را در قالب‌ علمي‌ آن‌مطرح‌ كردند:
ما براي‌ شناخت‌ خردترين‌ موجودات‌ ذره‌بيني‌، علم‌ را به‌ كار مي‌گيريم‌، تا بتوانيم‌ محيطزندگاني‌ آرماني‌ و مطلوب‌ آن‌ها را درك‌ كرده‌ و امكانات‌ زيست‌ بهتر و بقاي‌ آن‌ها را دريابيم‌.سپس‌ شناخته‌هاي‌ خود را طبقه‌بندي‌ كرده‌ و قانون‌مند مي‌كنيم‌. حال‌ چگونه‌ است‌ درباره‌ي‌ملت‌ كه‌ عالي‌ترين‌ نوع‌ حيات‌ مي‌باشد، به‌ راحتي‌ از كنار آن‌ مي‌گذريم‌.
بدين‌سان‌، بنيان‌گـذاران‌ مكتب‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيـدند كه‌ بـايد به‌ ناسيونـاليسم‌ از ديدگـاه‌يك‌ علم‌ نـگاه‌ كرد. علمي‌ كه‌ در آن‌ شرايـط لازم‌، آرمـاني‌ و مطلوب‌ حيـات‌ ملت‌ مـوردشناخت‌ قرار مي‌گيرد. علمي‌ كه‌ وسيله‌ي‌ آن مي‌توان‌ شرايط بقاء، دوام‌ و سرافرازي‌ ملت‌ راشناخت‌. اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ آن‌ را به‌ نام‌ ناسيوناليسم‌ علمي‌ يا علم‌ ناسيوناليسم‌ ناميدند.بدين‌سان‌، از دوران‌ مكتب‌ بر روي‌ اين‌ مفاهيم‌ كار شد تا اين‌ كه‌ سال‌هاي‌ بعد، شادروان‌دكتر محمدرضا عاملي‌ تهراني‌، آن‌ را در نوشتار كوتاهي‌ تحت‌ عنوان‌ ناسيوناليسم‌ چون‌ يك‌علم‌، به‌ صورت‌ دقيق‌ بيان‌ كرد.
بر همين‌ اصل‌ در بنياد اشاره‌ شده‌ بود كه‌ آن‌ چه‌ كه‌ ما درباره‌ي‌ ناسيوناليسم‌ مي‌گوييم‌ وآن‌ چه‌ كه‌ پيش‌ از ما مي‌گفتند، فرق‌ خواب‌ است‌ و بيداري‌ . زيرا انديشه‌ي‌ ناسيوناليسم‌ درمكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، بر پايه‌ي‌ علم‌ مورد بررسي‌ قرار گرفت‌. آنان‌ معتقد بودند كه‌ اگر مامي‌خواهيم‌ ملت‌ خود را بشناسيم‌، ملت‌ ما اگر مي‌خواهد كه‌ زندگي‌ شايسته‌ داشته‌ باشد،ملت‌ ما اگر مي‌خواهد مراحل‌ پيشرفت‌ و بهروزي‌ را طي‌ كند، مي‌بايست‌ دانشي‌ را كه‌ بر آن‌حاكم‌ است‌، شناخته‌ و مباني‌ آن‌ را به‌ صورت‌ دقيق‌ بيان‌ كرده‌ و به‌ آن‌ عمل‌ شود.
 
در سال‌ 1330 خورشيدي‌، مبارزات‌ ملت‌ ايران‌ براي‌ ملي‌ كردن‌ صنايع‌ نفت‌ در سرتاسركشور، وارد مراحل‌ حساس‌تري‌ شد. از اين‌ رو، اعضاي‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ نيز پس‌ ازبررسي‌هاي‌ بسيار، تصميم‌ گرفتند كه‌ براي‌ نيرو بخشيدن‌ به‌ اين‌ مبارزات‌ به‌ صحنه‌ي‌ علني‌ وباز مبارزات‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ گام‌ گذارند. گرچه‌ نظر برخي‌ اعضا بر اين‌ بود كه‌ وظايف‌مكتب‌ در بارور كردن‌ هرچه‌ بيشتر انديشه‌ و تربيت‌ كادرهاي‌ لازم‌، پايان‌ نگرفته‌ و هنوزكارهاي‌ انجام‌ نشده‌ي‌ بسياري‌ باقي‌ است‌.
در دوران‌ كوتاه‌ مكتب‌ را كه‌ كمابيش‌ چهارسال‌ بود، تعداد زياد عناصر آرمان‌ خواه‌ وصاحب‌ فكر و انديشه‌ تربيت‌ گرديدند و كار ژرفي‌ كه‌ بر روي‌ انديشه‌ و مباني‌ آرمان‌شناسي‌ ودكترين‌ پان‌ ايرانيسم‌ به‌ انجام‌ رسيد. با توجه‌ به‌ زمان‌ كوتاه‌، مي‌توان‌ به‌ بزرگي‌ كاري‌ كه‌ انجام‌شد پي‌ برد.
براي‌ آگاهي‌ هم‌ ميهنان‌، پيشگامان‌ و كوشندگان‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ (بر پايه‌ي‌ الفبا) نام‌برده‌ مي‌شوند:
 آشتي‌ (هوشمند)، آق‌ بياتي‌ (هوشنگ)، ابوالهدي‌ (جلال‌)، ارژنگي‌ (آذر)، ارژنگي‌ (اكرم‌)، ارژنگي‌ (مهين‌)، اشرف‌ (احمد)، اعزازي‌ (بانو...)، افسرپور (عبدالله‌)، اميدي‌ (پرويز)، امين‌ صالحي‌ (محمد)، انقطاع‌ (ناصر) باوند (شهربانو)، بختياري‌ نژاد اصفهاني‌ (قدرت‌ الله‌)، بهره‌مند (مهدي‌)، بهزادي‌ (اميرقاسم‌)، پروين‌ (داريوش‌)، پروين‌ (شاهپور)، پزشك‌پور (محسن‌)، پسيان‌ (جلال‌)، پورتراب‌ (هادي‌)، پيشداد (اميرحسين‌)، تجدد (حسين‌) ، تعاون‌ (همايون‌)، تقي‌زاده‌ (جواد)، توكلي‌ كبريت‌ ساز (تقي‌)، تهراني‌ (حسين‌)، تيمسار (منوچهر)، حسابي‌ (حسن‌)، حقدادي‌ (اسدالله‌)، حيراني‌ (مظفر)، خان‌ مصدق‌ (حسين‌)، خان‌ نخجوان‌ (خسرو)، خدابخشي‌(...)، خزاعي‌ (كريم‌علي)‌ خزعل‌ (بانو) ...، خطير (علاءالدين‌)، خطير (كاظم‌)، ذوالفقاري‌ (...)،  روح‌بخش‌ خالق‌دوست‌ (عباس‌)، رضوي‌ (عباس‌)، روحاني‌ (جواد)،  زرشكي‌ (محمدعلي‌)، زنوزي‌ (...)، سالور (كامران‌)، سالور (مهرداد)، سپانلو (فريد)، سرخوش‌ (پريوش‌)، سرخوش‌ (مهوش‌)، سرشار (احمد)، سعادت‌نژاد (احمد)، سلحشور(...)، سندوزي‌ (اميراسماعيل‌)، سورتيجي‌ (فخرالدين‌)، شاكري‌ (خسرو)، شاكري‌ (علي‌)، شاكرين‌ (محمود)، شمس‌ توفيقي‌ (پرويز)، صارم‌ كلالي‌ (حسن‌ علي‌)، صديق‌ (منوچهر)، صديقي‌ (مهدي‌)، صدري‌ (...)، ظفري‌ (اردشير)، ظفري‌ (ايرج‌)، طالع‌ يزدي‌ (هوشنگ‌)، طبيب‌ (حسين‌)، عالي‌ خاني‌ (علي‌ نقي‌)، عالي‌ خاني‌ (باقر)، عاملي‌ تهراني‌ (محمدرضا)، عسكركاشي‌ (ناصر)، علي‌ زاده‌ خامنه‌اي‌ (حسين‌)، علوي‌ (مهدي‌)، غفوري‌ غروي‌ (حسن‌)، فريور (اسماعيل‌)، فروهر (داريوش‌)، قاسمي‌ (رحمت‌ الله‌)، قيصري‌(...)، كامبخش‌ (حسن‌)، كاميار گيلاني‌ (بهمن‌)، كمالي‌ (منوچهر)، كيانوري‌ (مرتضي‌)،كيانوري‌ (مجتبي‌)، لشگري‌ (علي‌ محمد)، لشگري‌ (عباس‌)، لشگري‌ (محمد)، لطفي‌ (علي‌)، مجلسي‌ (محمد) محيط (بهزاد)، معدلت‌ (محمدعلي‌)، معصومي‌ (محمد حسين‌)، مقدسي‌ (محمد)، ملكي‌ (منوچهر)، منشي‌(...)، مهرداد (محمد)، نادري‌ (عزت‌الله‌)، نطاق‌ (باقر)، نطاق‌ (جواد)، نكيسا (پرويز)، ورجاوند (پرويز)، هاشمي‌نژاد ]بني‌ عزيزي‌ [علي‌ اصغر و...
 
سال‌ 1330 خورشيدي‌، سال‌ غليان‌ احساسات‌ مردم‌ ايران‌ و سال‌ اوج‌گيري‌ مبارزات‌ملت‌ ايران‌ به‌ پيشگامي‌ رادمرد بزرگ‌ تاريخ‌ ايران‌، شادروان‌ دكتر محمد مصدق‌ براي‌ ملي‌كردن‌ صنايع‌ نفت‌ در سرتاسر كشور بود. در آن‌ زمان‌، بيش‌ از سه‌ سال‌ از فعاليت‌ مكتب‌ پان‌ايرانيسم‌ مي‌گذشت‌.
ايراني‌ها به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ بودند كه‌ اجراي‌ سياست‌ موازنه‌ مثبت‌، كشور را به‌ دام‌استعمار كشانده‌، منابع‌ كشور به‌ غارت‌ رفته‌ و كشور دچار فلاكت‌ و ادبار گرديده‌ است‌. حال‌مردي‌ از ميان‌ آنان‌ سر برآورده‌ بود كه‌ با توجه‌ به‌ شكل‌ بندي‌ و قطب‌ بندي‌ قدرت‌هاي‌ جهاني‌و...، معتقد بود كه‌ مي‌بايست‌ موازنه‌ را ميان‌ دو قدرت‌ نيرومند حاضر در منطقه‌ يعني‌ شرق‌ وغرب‌ به‌ صورت‌ منفي‌ حفظ كرد. پايه‌هاي‌ سياست‌ موازنه‌ مثبت‌ بر اين‌ اصل‌ استوار بود كه‌هرچه‌ روس‌ها طلب‌ مي‌كردند، ناچار نظير آن‌ را به‌ انگليس‌ها واگذار مي‌كردند. هرگاه‌انگليس‌ها امتيازي‌ طلب‌ مي‌كردند، امتيازي‌ هم‌ براي‌ روس‌ها قائل‌ مي‌شدند.
شادروان‌ دكتر محمد مصدق‌ گفت‌:ما موازنه‌ را حفظ مي‌كنيم‌. ما روابط يك‌ سان‌ باشرق‌ و غرب‌ برقرار مي‌كنيم‌، اما به‌ صورت‌ منفي‌. از اين‌ رو، شركت‌ نفت‌ جنوب‌ كه‌ براي‌انگلستان‌ حكومتي‌ بود در درون‌ حكومت‌ ايران‌ و نيز شركت‌ شيلات‌ شمال‌ كه‌ آن‌ هم پايگاه‌مؤثري‌ براي‌ روس‌ها به‌ شمار مي‌رفت‌، مي‌بايست‌ ملي‌ شده‌ و به‌ صاحب‌ اصلي‌ آن‌ يعني‌ ملت‌ايران‌ بازگردانده‌ شوند.
مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ در برابر تصميم‌ سختي‌ قرار گرفته‌ بود. برخي‌ معتقد بودند كه‌مي‌بايست‌ از مرحله‌ي‌ مكتب‌ گذر كرده‌ و وارد مرحله‌ ي‌ حزب‌ شد و با بسيج‌ وسيع‌ نيروهاي‌ملي‌گرا، به‌ گونه‌ي‌ گسترده‌ در اين‌ مبارزه‌ ايفاي‌ نقش‌ كرد. برخي‌ اعتقاد داشتند كه‌ هنوزمكتب‌ به‌ آن‌ مرحله‌ نرسيده‌ است‌ و بايد چند سالي‌ صرف‌ تعليم‌ و تربيت‌ كادرهاي‌اداره‌ كننده‌ي‌ حزب‌ فراگير آينده‌ گردد. اما اوج‌گيري‌ مبارزات‌ مردم‌، اثر زياد و نيرومندي‌ برروي‌ اعضاي‌ مكتب‌ در راستاي‌ حضور فعال‌تر در صحنه‌هاي‌ مبارزه‌ داشت‌. در نتيجه‌ افرادمكتب‌ تصميم‌ گرفتند كه‌ پاي‌ به‌ مرحله‌ي‌ مبارزات‌ حزبي‌ گذارند.
سرانجام‌، به‌ ترتيب‌ از بطن‌ مكتب‌، سه‌ حزب‌ مبارز، صاحب‌ ايدئولوژي‌، صاحب‌ فكر،صاحب‌ كادرهاي‌ تربيت‌ شده‌ و صاحب‌ سازمان‌، پاي‌ به‌ عرصه‌ ي‌ مبارزات‌ اجتماعي‌ گذارد.احزاب‌ سه‌ گانه‌ مزبور عبارت‌ بودند از:حزب‌ ملت‌ ايران‌ بر بنياد پان‌ ايرانيسم‌، سازمان‌پان‌ ايرانيست‌ (يا پرچمداران‌ پان‌ ايرانيسم‌) و سپس‌ حزب‌ پان‌ ايرانيست‌. اين‌ نكته‌ شايان‌توجه‌ است‌ كه‌ در مدت‌ كمابيش‌ چهارسال‌، يعني‌ از ميانه‌هاي‌ سال‌ 1326 تا ميانه‌هاي‌ سال1330 ، مكتب‌ توانسته‌ بود آن‌ تعداد كادر تربيت‌ كند كه‌ هيچ‌ يك‌ از سه‌ حزبي‌ كه‌ از بطن‌ آن‌متولد شدند، از نظر نيرو، كادر، عناصر انديشمند و...، در رويارويي‌ فكري‌ با انديشه‌هاي‌مخالف‌، كم‌ نياوردند.
از ياد نبريم‌ كه‌ بار اصلي‌ و سنگين‌ مبارزه‌ عظيم‌ ملي‌ شدن‌ نفت‌ در سرتاسر كشور را سه‌سازمان‌ مزبور بر دوش‌ كشيدند. اين‌ سه‌ سازمان‌ بودند كه‌ توانستند، ترور حزب‌ توده‌ را درخيابان‌ها، مدرسه‌ها، دانشگاه‌، در كارخانه‌ها و اداره‌ها در هم‌ شكسته‌ و در اين‌ فرآيندحزب‌هاي‌ ديگر مانند حزب‌ زحمتكشان‌ ملت‌ ايران‌، مجمع‌ مسلمانان‌ مجاهد و...،توانستند در صحنه‌ي‌ مبارزات‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ ايران‌ حضور يابند. پان‌ ايرانيست‌ها، توانستند فضايي‌ ايجاد كنند كه‌ احزابي‌ مانند حزب‌ ايران‌ بتوانند، پرچم‌هاي‌ خود را درجريان‌ تظاهرات‌ به‌ ميدان‌ بهارستان‌ بياورند.
اگر پان‌ ايرانيست‌ها نبودند و نمي‌توانستند برابر ترور سازمان‌ يافته‌ حزب‌ توده‌ بايستند،برابر نيروهاي‌ تعليم‌ ديده‌ حزب‌ توده‌ براي‌ رزم‌هاي‌ خياباني‌، مقاومت‌ كنند و نمي‌توانستندايده‌ئولوژي‌ را با ايده‌ئولوژي‌ پاسخ‌ بدهند، بدون‌ ترديد مبارزه‌ ملي‌ شدن‌ نفت‌ از آن‌گستردگي‌ برخوردار نمي‌گرديد.
سهم‌ بزرگ‌ پان‌ ايرانيست‌ها در آن‌ مبارزه‌ اين‌ بود كه‌ توانستند به‌ سلطه‌ي‌ حزب‌ توده‌ برخيابان‌ها، مدرسه‌ها، دانشگاه‌، كارخانه‌ها و...، پايان‌ د اده‌ و به‌ مردم‌ عادي‌، به‌ مردم‌ كوچه‌ وبازار، به‌ دانش‌آموزان‌، به‌ دانش‌ جويان‌، به‌ كارگران‌، اصناف‌ و ديگران‌ امكان‌ دادند تا با حضورخود در كنار صفوف‌ مليون‌، مبارزه‌ را ياري‌ كرده‌ و گسترش‌ دهند. اين‌ پان‌ ايرانيست‌ها بودندكه‌ توانستند برابر انديشه‌ ماركسيسم‌، انديشه‌ ناسيوناليسم‌ را به‌ نسل‌ جوان‌ و روشنفكران‌ايران‌ ارايه‌ نمايند.
حاصل‌ كار مكتب‌ در عرض‌ چهارسال‌، عبارت‌ بود از يك‌ كار ژرف‌ بر روي‌ ايده‌ئولوژي‌.حاصل‌ آن‌ عبارت‌ بود از تنظيم‌ دكترين‌ پان‌ ايرانيسم‌ و تربيت‌ كادرهاي‌ ارزشمند وتعليم‌ديده‌اي‌ كه‌ توان‌ سازمان‌دهي‌ و اداره‌ي‌ سه‌ حزب‌ صاحب‌ انديشه‌ي‌ آن‌ روزگار راداشتند.


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  






 
 
گروههای جستارها:
 
 
 
پربازدیدترین ها:
 
پيدايي ناسيوناليسم ايـران

نهضت پان ايرانيسم و رستاخيز كردستان آن سوي مرز

پيام ملامصطفي بارزاني به همايش پنجم حزب پان‌ايرانيست (تهران ـ 16 تيرماه 1346)

چكيده‌ي‌تاريخ‌تجزيه‌ايران‌

از آغاز مكتب ، هر نشست را با نام خدا آغاز كرديم و امروز نيز بر همان پيمان هستيم پاينده ايران
 
همه حقوق وابسته به دیدارگاه مرکز پژوهش های  کاربرد ی ایران می باشد.-
برداشت نوشتارها با بهره گیری از آنها تنها با یاد نویسنده و نشانی این دیدگاه روا می باشد.
Powered by Ratin Co Copyright © 2009 karbord   All rights reserved.