يكشنبه26 آذر 1396                         خانه تماس با ما بایگانی   
 
 
بازدید: 2917 تن
 

فراگشت‌ تاريخي‌ انديشه‌ پان‌ ايرانيسم‌


روز پانزدهم‌ شهريورماه‌ 1326 خورشيدي‌، مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ در شهر تهران‌بنيان‌گذاري‌ شد. گرچه‌ در درون‌ مكتب‌، بحث‌ بر سر يگانگي‌ و همگرايي‌ با سرزمين‌هاي‌ جداشده‌ داغ‌ بود، اما الگوي‌ ويژه‌اي‌ براي‌ اين‌ كار وجود نداشت‌.
در نخستين‌ روزهاي‌ سال‌ 1329، كتاب‌ بنياد مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، منتشر گرديد. دركتاب‌ «بنياد » نيز الگوي‌ ويژه‌اي‌ در اين‌ زمينه‌ ارائه‌ نگرديد. در كتاب‌ مزبور، تنها در اين‌ زمينه‌،شعار «فلات‌ ايران‌ به‌ زير يك‌ پرچم‌»، به‌ چشم‌ مي‌خورد.
در سال‌ بنيان‌گذاري‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، از تحميل‌ قرارداد گلستان‌ كه‌ در حقيقت‌ آغازفراگشت‌ تجزيه‌ بود، يكصد و سي‌ و چهار سال‌ مي‌گذشت‌. در اين‌ فرآيند، در دوران‌ درازجدايي‌ها، تغييرات‌ شگرفي‌ بر پايه‌ي‌ قراردادهاي‌ پنج‌ گانه‌ و نيز جدايي‌هاي‌ خارج‌ ازقراردادهاي‌ رسمي‌، در اين‌ منطقه‌ به‌ وقوع‌ پيوسته‌ بود. بر پايه‌ي‌ قرارداد مودت‌ در سال‌ 1919ميلادي‌ (1298 خورشيدي‌)، سرزمين‌هاي‌ اشغالي‌ از سوي‌ امپراتوري‌ روسيه‌، چونان‌ ميراثي‌ خونين‌ به‌ نظام‌ شوروي‌ منتقل‌ گرديده‌ بود. بخش‌هاي‌ جداشده‌ از مكران‌ وبلوچستان‌ كه‌ امپراتوري‌ انگلستان‌ آن‌ را به‌ نام‌ «بلوچستان‌ انگليس‌ » نام‌گذاري‌ كرده‌ بود، به‌عنوان‌ هديه‌ از سوي‌ امپراتوري‌ مزبور به‌ حكومت‌ جديدالولاده‌ پاكستان‌، واگذار شده‌ بود. ازسوي‌ ديگر، به‌ دنبال‌ قرارداد پاريس‌، در سرزمين‌ افغانستان‌ حكومت‌ جديدي‌ در قالب‌پادشاهي‌، به‌ روي‌ كار آمده‌ بود.
افزون‌ بر آن‌، روس‌هاي‌ سرخ‌ در سرزمين‌ قفقاز و خوارزم‌ و فرارود، مرزبندي‌هايي‌ به‌وجود آورده‌ بودند. آنان‌، خط مردمان‌ مسلمان‌ سرزمين‌هاي‌ اشغالي‌ را تغيير داده‌ و راهي‌ راكه‌ روسيه‌ي‌ تزاري‌ براي‌ محدود كردن‌ و حتا از ميان‌ برداشتن‌ موقع‌ زبان‌ فارسي‌ به‌ عنوان‌زبان‌ ارتباطي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ آن‌ سامان‌ها پيش‌ گرفته‌ بودند، با حدت‌ و شدت‌ بيش‌تر و به‌گونه‌اي‌ سازمان‌ يافته‌، پي‌ گرفتند. بلشويك‌ها، گروه‌هايي‌ را كه‌ هنوز در محاوره‌ به‌ فارسي‌ يانيم‌زبان‌هاي‌ ايراني‌ سخن‌ مي‌گفتند، زير سلطه‌ي‌ ديگران‌ قرار دادند.
با توجه‌ به‌ ژرفا و بزرگي‌ مسأله‌، كوشش‌ اعضاي‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ و نيز احزاب‌ سه‌ گانه‌برخاسته‌ از دل‌ مكتب‌، متوجه‌ اين‌ امر بود كه‌ اجازه‌ ندهند ياد و خاطره‌ جدايي‌ها از حافظه‌ي‌مردم‌ و ملت‌ ايران‌، زدوده‌ شود. اما چنان‌ كه‌ اشاره‌ شد، مكتب‌ و احزاب‌ سه‌ گانه‌، الگوي‌ويژه‌اي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ يگانگي‌ و هم‌ گرايي‌ نداشتند. تنها در اين‌ زمينه‌ مي‌توان‌ به‌ شعارراهبردي‌ «فلات‌ ايران‌ به‌ زير يك‌ پرچم‌» اشاره‌ كرد.
واژه‌ فلات‌ (پشته‌) ايران‌، از دو جهت‌ برگزيده‌ شده‌ بود. نخست‌ از جهت‌ آن‌ كه‌ يك‌ نام‌شناخته‌ شده‌ي‌ بين‌المللي‌ بود و دو ديگر آن‌ كه‌ اين‌ «پشته‌»، كمابيش‌ سرزمين‌هايي‌ را كه‌ دراثر قراردادهاي‌ تجزيه‌ از يكديگر جدا افتاده‌ بودند، پوشش‌ مي‌داد. در شعار راهبردي‌ مكتب‌پان‌ ايرانيسم‌، به‌ نوع‌ و تعلق‌ «پرچم‌»، اشاره‌اي‌ وجود ندارد. اين‌ امر، نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ مراداز «يك‌ پرچم‌»، پرچم‌ يگانگي‌ و همگرايي‌ است‌ و نه‌ پرچم‌ كشوري‌ ويژه‌.
اعضاي‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ و حزب‌هاي‌ سه‌ گانه‌، بر اين‌ اعتقاد بودند كه‌ «وحدت‌»، امري‌است‌ خواستني‌ و نه‌ تحميلي‌. يعني‌، «وحدت‌»، بر پايه‌ي‌ كشش‌ دو جانبه‌ بنا شده‌ است‌.«وحدت‌»، تحميل‌ كردني‌ نيست‌. يگانگي‌ و همگرايي‌ از مقوله‌ي‌ كشش‌ و جذبه‌، مهر و محبت‌است‌. از همان‌ مقوله‌اي‌ كه‌ «باباطاهر » عارف‌ بزرگ‌ ايراني‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ «مهرباني‌ دوسويه‌»،ياد مي‌كند.
با فروپاشي‌ اتحاد شوروي‌ در 25 دسامبر 1991 ميلادي‌ (4 دي‌ ماه‌ 1370خورشيدي‌)، منطقه‌ي‌ قفقاز و آسياي‌ ميانه‌، دستخوش‌ تغييرات‌ شگرفي‌ گرديد. در شمال‌ وشمال‌ شرقي‌ ايران‌، هشت‌ جمهوري‌، سر برآوردند. سه‌ جمهوري‌ در منطقه‌ قفقاز و پنج‌جمهوري‌ در سرزمين‌هاي‌ خوارزم‌ و فرارود جمهوري‌هاي‌ مزبور، كمابيش‌ بر پهنه‌اي‌ قرارداشتند كه‌ در قالب‌ قراردادهاي‌ گلستان‌، تركمان‌چاي‌ و آخال‌، از يك‌ ديگر جدا شده‌ بودند.
گرچه‌ هنگام‌ بنيان‌گذاري‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌، الگوي‌ شناخته‌ شده‌اي‌ در سطح‌ جهان‌براي‌ يگانگي‌ و همگرايي‌ وجود نداشت‌، اما به‌ هنگام‌ فروپاشي‌ اتحاد شوروي‌، الگوي‌ بسيارموفق‌ و قابل‌ قبولي‌ از نظر بين‌المللي‌، موجود بود. الگوي‌ مزبور، عبارت‌ بود از «اتحاديه‌ اروپا».
 
چند سال‌ پس‌ از پايان‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، كشورهاي‌ فرانسه‌، ايتاليا، هلند، بلژيك‌ ولوكزامبورگ‌ كه‌ در نبرد به‌ پيروزي‌ رسيده‌ بودند، دست‌ دوستي‌ به‌ سوي‌ آلمان‌ يعني‌ تنهابازنده‌ي‌ مطلق‌ جنگ‌ دراز كردند. آلمان‌ در فاصله‌ي‌ 25 سال‌ (1939ـ1914)، دوبار اروپا وبخش‌هاي‌ بزرگي‌ از جهان‌ را به‌ كام‌ جنگ‌ و ويراني‌ كشانيده‌ و هر دوبار هم‌، بازنده‌ شده‌ بود.
بدين‌ سان‌ در سال‌ 1951 ميلادي‌ (1330 خورشيدي‌)، نخستين‌ سنگ‌ بناي‌«اتحاديه‌ي‌ اروپا»، در قالب‌ قرارداد ذغال‌ و فولاد (اتحاديه‌ي‌ معدني‌) گذارده‌ شد.اروپايي‌ها، سرانجام‌ بر پايه‌ تفكري‌ منطقي‌ و معطوف‌ كردن‌ ديد خود به‌ آينده‌، بر دشمني‌،كينه‌ و نفرت‌هاي‌ چند صدساله‌ پيروز شدند و با توجه‌ به‌ ضرورت‌ زمان‌ در چند مرحله‌ و باصبر و شكيبايي‌، تحمل‌ و تسامح‌، اتحاديه‌ي‌ اروپا را برپا كردند. بدين‌ سان‌ در اتحاديه‌ي‌ اروپاكه‌ از انگلستان‌ تا يونان‌ را در برمي‌گيرد، در كنار پرچم‌هاي‌ ملي‌ كشورهاي‌ عضو، پرچم‌اتحاديه‌ در اهتزاز است‌. بدين‌ سان‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ كشورهاي‌ مزبور، «زير يك‌ پرچم‌ «،قرار گرفته‌اند:به‌ زير پرچم‌ اتحاد كه‌ نمايانگر شوق‌، جذبه‌ و شور يگانگي‌ و همگرايي‌ است‌.
از سوي‌ ديگر، جهاني‌ كه‌ امروزه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌، جهان‌ اتحاديه‌هاي‌ قاره‌اي‌ ياقاره‌ گونه‌ است‌. در كنار اتحاديه‌ي‌ اروپا، اتحاديه‌ي‌ نفتا (در آمريكاي‌ شمالي‌)، اتحاديه‌كشورهاي‌ آفريقايي‌، اتحاديه‌ كشورهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ آسيا، اتحاديه‌ عرب‌ و در روزهاي‌ اخيرزمزمه‌ي‌ ايجاد بازار مشترك‌ قاره‌ آمريكا (شمال‌، جنوب‌ و مركز) و...، از مظاهر آشكار آن‌اند.
در اين‌ ميان‌، در منطقه‌ي‌ خاورميانه‌، آسياي‌ ميانه‌ و قفقاز، سرزمين‌هايي‌ وجود دارندكه‌ از زمان‌هاي‌ ناشناخته‌ تاريخ‌، داراي‌ تبار مشترك‌، تاريخ‌ مشترك‌، فرهنگ‌ مشترك‌،سرزمين‌ مشترك‌ و نيز هم‌ گرايي‌ و هم‌خانماني‌ با يكديگر بوده‌اند. از اين‌ رو، امروز در دوران‌اتحاديه‌هاي‌ قاره‌اي‌ و قاره‌گونه‌، كشورهاي‌ مزبور مناسب‌ترين‌ بستر را براي‌ هم‌گرايي‌ وهم‌دلي‌ و هم‌كاري‌ در زمينه‌هاي‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و...، دارا مي‌باشند.
بدين‌سان‌، ما و ديگر هم‌ خانمانان‌ مان‌ در منطقه‌ي‌ قفقاز، آسياي‌ ميانه‌ و خاورميانه‌،حق‌ داريم‌ و مي‌بايست‌ كه‌ بتوانيم‌ بر پايه‌ي‌ الگوي‌ اتحاديه‌ي‌ اروپا، اقدام‌ به‌ يگانگي‌ وهم‌گرايي‌ نماييم‌.
كشورهاي‌ آذربايجان‌، ارمنستان‌، گرجستان‌، تركمنستان‌، ازبكستان‌، تاجيكستان‌،قرقيزستان‌، قزاقستان‌، افغانستان‌ و ايران‌ مي‌توانند (و بايد) با توجه‌ به‌ الگوي‌ اتحاديه‌ اروپا،يعني‌ حفظ مرزهاي‌ دولتي‌، حكومت‌، پرچم‌ ملي‌ و...، «اتحاديه‌ » ي‌ ويژه‌ي‌ خود را تأسيس‌نمايند. البته‌، درهاي‌ اين‌ اتحاديه‌ در مراحل‌ بعدي‌ به‌ روي‌ ديگر كشورهاي‌ منطقه‌ و به‌ ويژه‌پاكستان‌، بحرين‌ و...، باز خواهد بود.
از ياد نبريم‌ كه‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ در سال‌ 1311 خورشيدي‌ يعني‌ نزديك‌ به‌هفتاد سال‌ پيش‌، اصول‌ اين‌ اتحاديه‌ را به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌ بود. اگر امروز از الگوي‌اتحاديه‌ي‌ اروپا، سخن‌ مي‌گوييم‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ الگوي‌ مزبور، توانسته‌ است‌ در صحنه‌ي‌سياست‌ جهاني‌ با موفقيت‌ امر «وحدت‌»را به‌ سرانجام‌ برساند.
دكتر محمود افشار يزدي‌، نزديك‌ به‌ هفتاد سال‌ پيش‌ درباره‌ي‌ وحدت‌ تيره‌ها و مردمان‌ايراني‌نژاد و ايراني‌ تبار معتقد بود كه‌ لازم‌ نيست‌. تمام‌ طوايف‌ ايراني‌ نژاد... تشكيل‌ يك‌ وحدت‌ سياسي‌، يعني‌ يك‌ دولت‌ بدهند. اين‌ عقيده‌ را در سايه‌ي‌ دو دولت‌ هم‌ مي‌توان‌ داشت‌.
دكتر محمود افشار يزدي‌ با صراحت‌ به‌ الگويي‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ بر همان‌ پايه‌ «اتحاديه‌ي‌اروپا » شكل‌ گرفت‌ :«... وحدت‌ ما، يگانگي‌ نژاد، وحدت‌ تاريخ‌ سياسي‌ و ادبي‌، اشتراك‌ در احساسات‌ و آمال‌ آينده‌ است‌. اين‌ چند عامل‌ مهم‌، از اهم‌ عوامل‌ وحدت‌ ملل‌ بزرگ‌ است‌. از تمام‌ عوامل‌ كم‌ اهميت‌تر، عامل‌ سياسي‌ و جغرافيايي‌ است‌. يعني‌، ولو اين‌ كه‌ يك‌ ناحيه‌ي‌ جغرافيايي‌ بزرگ‌ مانند فلات‌ ايران‌، به‌ چند قسمت‌ تقسيم‌ شده‌ ]باشد[...».
«... وحدت‌ ايراني‌، آن‌ طور كه‌ شرح‌ داده‌ شد، مستلزم‌ آن‌ نيست‌ كه‌ اين‌ طوايف‌ متفرق‌ از تابعيت‌هاي‌ مختلف‌ به‌ يك‌ تابعيت‌ درآيند، يا به‌ لفظ ديگر، تشكيل‌ يك‌ دولت‌ بدهند. چه‌، وحدتي‌ كه‌ منظور است‌، علي‌رغم‌ تابعيت‌ حاصل‌ مي‌باشد.»


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  






 
 
گروههای جستارها:
 
 
 
پربازدیدترین ها:
 
پاسخ به بی بی سی درباره نژاد مردم ایران

نهضت پان ايرانيسم و رستاخيز كردستان آن سوي مرز

يادواره‌ي عكس پيش‌گامان و كوشندگان مكتب پان ايرانيسم

پيدايي ناسيوناليسم ايـران

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند
 
همه حقوق وابسته به دیدارگاه مرکز پژوهش های  کاربرد ی ایران می باشد.-
برداشت نوشتارها با بهره گیری از آنها تنها با یاد نویسنده و نشانی این دیدگاه روا می باشد.
Powered by Ratin Co Copyright © 2009 karbord   All rights reserved.