يكشنبه26 آذر 1396                         خانه تماس با ما بایگانی   
 
 
بازدید: 4768 تن
 

سيـاست فـرهنگي


دكتر‎هوشنگ طالع
سياست فرهنگي، سياستي است كه به آرمان‎ها و آرزو‎هاي يك ملت، امكان تجسم و تجلي مي‎بخشد.
سر خط‎هاي اساسي سياست فرهنگي عبارتند از:
نخست: كوشش در راه نيرومندتر ساختن هم بستگي ملي
دوم: نيرومند ساختن جنبه‎هاي آفرينش فردي و گروهي جمعيت
سوم: شناخت آرمان‎هاي ملي
چهارم: بسيج رواني و قرار دادن افكار عمومي در مسير آرمان‎هاي ملي
پنجم: اولويت سياست فرهنگي در برنامه ريزي‎هاي اجتماعي و اقتصادي
 
 
كوشش در راه نيرومند‎تر ساختن هم‎بستگي‎هاي ملي
 
تقويت پيوند‎هاي مشترك در ميان مردم، نگاهباني از پيوند‎هاي مردمان درون و برون از مرز، پاسداري از زبان، لهجه، آداب و رسوم در كنار زبان، آداب و رسوم ملي، از مهم‏ترين وظايف سياست فرهنگي است.
فرهنگ ملي، فرآيند نيروي خلاقه‎ي يك ملت است. اين فرآيند، برآمده از گسترش استعداد‎هاي فردي و گروهي و گزينش بر پايه‎ي ويژگي‎هاي مشترك ملي است.
از اين رو، هر اندازه موجوديت جغرافيايي و انساني يك ملت، مجتمع‎تر و هم بسته‎تر باشد، امكان بروز استعداد‎ها بيش‌تر است. هر اندازه، هم بستگي‎هاي گروه‎هاي وابسته به فرهنگ ملي بيش‌تر باشند، فضاي فرهنگي فعال‎تر و گزينش‎هاي آن با روح فرهنگي آن ملت، منطبق‎تر خواهد بود.
براي مثال: رواج و گسترش شعر پارسي، از نظر كميت، بستگي به گستره‎ي قلمرو زبان پارسي، دارد. هر اندازه مردمان بيش‌تري با زبان پارسي آشنا باشند، احتمال آن كه شعر بيش‌تري به پارسي سروده شود، فزون‎تر خواهد بود. اما كيفيت شعر رواج يافته، بستگي به چگونگي هم بستگي شاعران، دارد. هر اندازه گويندگان شعر با هم آميزش داشته و به كار و هنر يكديگر آشناتر باشند، سطح گزينش شعري آنان نيز بالاتر خواهد بود. شعرهايي كه در چنين محيط ادبي، پذيرفته و رواج مي‎يابد، داراي كيفيت ارزنده‎تري خواهد بود.
هم بستگي‎هاي سياسي، اجتماعي و معنوي گروه‎هاي وابسته به يك فرهنگ، شرط اساسي براي گسترش، نيرومندي‏ و تكاملِ آن فرهنگ است. از اين رو، سياست فرهنگي بايد معطوف به تقويت پيوند‎هاي مشترك ميان مردم باشد. در اين ميان، برخي عناصر پيوند دهنده، داراي ارزش بيش‌تر و جامعيت فزون‎‏تري هستند. سياست فرهنگي، بايد اين پيوند‎ها را شناخته و براي آن‎ها، اولويت‎ قايل شود. جشن‎ها، سنت‎ها، آداب، زبان و ادبيات ... از عناصري هستند كه گروه‎هاي مردم را به يكديگر پيوند مي‎دهد. از ميان اين عناصر، آن‏هايي كه بر عواطف اصيل‎تري متكي هستند و در نتيجه داراي قلمرو پهناورتري مي‎باشند، بايد مورد توجه ويژه‎ قرار گرفته و از همه‎ي وسايل براي تقويت آن‎ها، استفاده شود.
در اين زمينه، تنها مردم درون مرز‎هاي دولتي نبايد مورد توجه قرار گيرند، بلكه بايد پيوند‎هاي مردمان برون و درون مرزها را حفظ كرده و از عوامل گوناگون در راستاي تقويت اين بستگي‎ها ياري گرفت. علاقه‎‎هاي مذهبي، ادبي و علمي، ممكن است وابستگاه يك ملت را كه در يگان‎هاي سياسي گوناگون قرار گرفته‎اند، به هم پيوند دهد. در اين فرآيند، پرستاري و تقويت اين گونه علاقه‎ها، پيوند گروه‎هاي مردم را بيش‌تر كرده و بر نيرومندي‎ فضاي فرهنگي ملت، مي‎افزايد.
از سوي ديگر، در درازاي زمان در ميان هر ملت، صرف نظر از فرهنگ مشترك ملي، زبان، لهجه، آداب و رسوم محلي نيز به وجود مي‎آيد. آداب و رسوم محلي، وابسته به بخشي از روحيات ملي است. مجموعه‎ي آداب و رسوم محلي، سرمايه‎هاي فرهنگي هرملت است.
وظيفه‎ي سياست ملي آن است كه در گرد آوري، نشر و گسترش آداب و رسوم مزبور كوشش كند. زيرا با نشر آداب و رسوم محلي است كه ديگر وابستگاه آن ملت و فرهنگ، با جلوه‎هايي از روح خود، آشنا مي‎شوند. چه بسا، برخي از آداب و رسوم مزبور در اثر نشر و ارايه، همگاني شوند. بدين سان، آداب و رسوم مزبور از رديف محلي بيرون آمده و بدل به آيين‎هاي مشترك آن ملت مي‎گردند.
گر چه از لزوم گسترش زبان رسمي و ملي، نبايد لحظه‎اي ترديد كرد، اما زبان‎ها و لهجه‎هاي محلي نيز بايد به صورت علمي مورد توجه و علاقه‎ قرار گيرد. مي‎بايست گروه بيش‌تري از دانش پژوهان با آن آشنايي پيدا كرده و از واژه‎هاي هم ريشه براي غني‎تر كردن زبان رسمي، بهره گرفته شود. گسترش آداب و رسوم در سطح ملي، سبب مي‎گردد تا آن چه با ويژگي‎هاي كلي فرهنگ ملي هم ساني دارد،  گزيده شده و رواج عام يابد و آن چه كه برگزيده نمي‎شود، به محيط‎هاي ويژه‎ي خود محدود شده و يا رفته رفته در همان محيط‎ها نيز به دست فراموشي سپرده شود.
 
 
نيرومند ساختن جنبه‎هاي آفرينش فردي و گروهي
 
براي ساخته‎ي بهتر، نياز به سازندگان بهتر است. از مهم‎ترين وظايف سياست فرهنگي، امكان شكوفايي استعدادهاي فردي و گروهي مي‏باشد.
از اصول مهم سياست فرهنگي، فراهم ساختن موجبات رشد و شكوفايي ابتكارهاي فردي و گروهي است.
فرهنگ، مجموعه‎اي از تجليات گوهر انساني است. هدف آموزش و پرورش، مي‎بايد تربيت و بيدار ساختن گوهر انسان باشد. اما، تنها پرورش استعداد‎ها، كافي نيست. اجتماع بايد مجال و فرصت آن را پديد آورد تا استعداد‎هاي مفيد انساني به صورت آثاري از خلاقيت و آفرينش، پديدار گردند.
بسياري از آثار مفيد و ارزنده‎ي جامعه بشري، فرآيند كار فردي است. اما تعداد بيش‌تري، نتيجه‎ي كارهاي گروهي مي‎باشد. با پديد آورد سازمان‎هاي شايسته و تربيت اجتماعي مناسب در زمينه‎ي كارهاي گروهي، اجتماع قادر خواهد بود كه فرصت‎هاي خوب را در اختيار افراد ممتاز قرار دهد و از ميوه‎ي استعداد آن‎ها، بهره‎مند گردد.
در اين جهان كشورهايي وجود دارند كه داراي افراد زياد با استعداد‎ و هم ‏چنين افراد تحصيل كرده و متخصص قابل ملاحظه‎اي‎اند، اما زمينه‎هاي هم كاري جمعي در كشورهاي مزبور ميسر نيست. از اين رو، استعداد‎ها، نه تنها فرصت خودنمايي پيدا نمي‎كنند، بلكه افراد و سازمان‎هاي آن كشور، تا حد زيادي موجب بازداشتن ديگران از فعاليت‎ مفيد و ثمربخش، مي‎گردند.
سياست فرهنگي، معطوف به بزرگ‎ترين سرمايه‎ي هر ملت، يعني استعداد‎هاي نهفته در افراد آن ملت است. هدف اساسي اين سياست، عبارت است از كشف، تربيت، رشد و سرانجام بهره‎برداري از اين استعداد‎ها در راستاي سود ملي.
 
 
شناخت آرمان‎هاي ملي و خواسته‎هاي محلي
 
براي شناخت آرمان‎هاي هر ملت، بايد قالب فرهنگ آن ملت را مورد شناسايي قرار داد.
از ديگر هدف‎هاي سياست ملي، شناخت آرمان‎هاي برخاسته از كل موجوديت ملت و عرضه‎ي آن بر همگان است. آرمان‎هايي كه از كل موجوديت ملي، برمي‎آيد، در حقيقت فرآيند زندگي و فرهنگ گذشته‎ي آن ملت و نماينده‎ي استعداد و ظرفيت‎ همان ملت در آينده است. در نتيجه‎ي عرضه‎ي آرمان‎هاي ملي از سوي سياست فرهنگي و دريافت آن از سوي مردم، آرمان‎هاي مزبور، بدل به يك هدف و خواست همگاني مي‎گردد.
هرگاه اين گزينش، بدون بررسي و شناخت ناسيوناليسم انجام گيرد، نمي‎تواند در ميان جمعيت نفوذ كرده و اثر بگذارد. هر اندازه براي تبليغ آرمان‎هاي غير ملي ميان يك ملت كوشش كنند، اثر آن بي‎دوام خواهد بود.
كوتاه‎ سخن، هدف سياست فرهنگي، شناسايي علمي آرمان‎هاي ملت است. آرماني‎هاي هر ملت كه در قالب فرهنگ آن ملت نهفته است، تنها با روش‎هاي علمي قابل شناخت مي‎باشد. هر گاه با اين روش‎ها، آرمان‎هاي ملي شناخته شوند، حركت به سوي آن آرمان‎ها، موجب حركت عمومي مردم در راه سازندگي و رفاه گرديده و ملت با گام‎هاي بلند و استوار در راه تجلي استعداد‎هاي خود، پيش خواهد رفت.
 
 
بسيج رواني: قراردادن افكار عمومي در مسير آرمان‎هاي ملي
 
تنها، هنگامي كه ملت بتواند، دولت را به ميل خود شكل دهد، افكار عمومي در مسير آرمان‎هاي ملي قرار مي‎گيرند.
اجتماع هر ملت، در مرحله‎اي از زندگي، نياز‎هاي ويژه‎اي دارد. گاه اين نياز‎ها، از سوي حكومت‎گران نيز مورد توجه قرار مي‎گيرد. در اين مراحل، ملت با گام‎هاي بلند پيش مي‎رود و از حمايت همراه با ايمان و شور و شوق مردم، برخوردار مي‎گردد. بررسي تاريخ نشان مي‎دهد كه شناخت آرمان‎هاي ملي كه برخاسته از نيازهاي ملي است، بيش‌تر حالت اتفاق داشته است. بدين معنا كه هر گاه سليقه‏‎ي حاكم يا حاكمان، منطبق با اين آرمان بوده، از دوران شكوفايي و شكوه آن جامعه سخن مي‎گوييم. برعكس، زماني كه سليقه‎‏ي رهبران اجتماعي در مسير ديگري بوده، اجتماع دوران انحطاط را پيموده است. از اين روي، بر پايي نظام مردم سالاري و قرار دادن «دولت» در مسير خواست‎هاي ملت، از مهم‎ترين و اصلي‎ترين تدبير‎ها براي شكوفايي فرهنگ، رشد و بهروزي ملي است.
مكتب ناسيوناليسم، موظف به شناخت آرمان‎هاي ملي و كوشش در راه قرار دادن حركت اجتماع در مسير آن مي‎باشد. اين امر، يعني شناخت آرمان‎هاي ملي و قرار گرفتن حركت اجتماع در مسير آن، نبايد حالت «صدقه» و «انفاق» داشته باشد. بلكه بايد نيازهاي ملي و آرمان‎هاي ملي بر پايه‎ي علم ناسيوناليسم مورد بررسي و پژوهش قرار گرفته و حركت اجتماع در مسير آن قرار گيرد و بايد خواسته‎هاي اجتماع بر پايه‎ي آرمان‏شناسي علمي درك و دريافت گرديده و با قرار دادن سياست‎ها و تدبيرها در مسير آرمان‎شناسي علمي، موجبات نيرومندي ملت و نيك بختي مردم را پايدار ساخت.
لازمه‎ي سياست فرهنگي، پرداختن به آرمان‎شناسي علمي و نيز ايجاد دستگاه‎هاي علمي مناسب است. دستگاه‎هايي كه به طور مستمر درباره‎ي آرمان‎شناسي علمي، بررسي و پژوهش كرده و ‏فرآيند آن را در اختيار سازمان‎‎هاي ديگر قرار دهند. هر گاه اين اصل مهم از سياست فرهنگي (كه از ديگر جنبه‎هاي سياست ملي، يعني سياست جغرافيايي و سياست جمعيت، جدايي ندارد)، مورد توجه قرار گرفته و پايه‎ي علمي و عملي آرمان‎شناسي بر آن استوار گردد، افق‎هاي نويني به روي بشريت، گشوده خواهد شد.
بشر امروز، حتي درباره‎ي جزيي‎ترين مسايل، به دانش ژرفي دست يافته است. اما، شگفتا كه درباره‎ي عالي‎ترين وجود، يعني ملت و قوانين بقا و شكوفايي آن، هنوز دست به كوشش جامعي نيازيده است.
بر پايه‎ي يك سنت ناشايست كهن كه به يوناني‎ها نسبت مي‎دهند، امر اداره‎ي دولت را در زمره‎ي پيش پا افتاده‎ترين مسايل دانسته و آن را امري غير تخصصي، مي‎پندارند. در صورتي كه دولتمداري به معناي صحيح آن، دقيق‎ترين فن و تخصص است. دولت وظيفه‎ي پياده كردن آرمان‎ها و خواست‎هاي ملت را به دوش دارد. اين امر، بدون آشنايي با آرمان‎هاي ملي، نشدني است. شناسايي آرمان‎هاي ملي نيز بدون آرمان‎شناسي كه بر پايه‎ي دقيق علمي استوار باشد، امكان‎پذير نيست.
 
 
برتر انگاشتن سياست فرهنگي در برنامه‎ريزي‎ها
 
سياست‎هاي اقتصادي و اجتماعي، مي‎‏بايست در قالب سياست‎هاي فرهنگي مورد بررسي و در نتيجه، اثبات يا نفي قرار گيرد.
سياست فرهنگي در برگيرنده‎ي آرمان‎شناسي و آرمان خواهي است. بدين سان، سياست فرهنگي، سياست جغرافيايي و سياست جعيت را نيز در بر مي‎گيرد.
اگرگفته مي‎شود كه در تنظيم سياست‎‎ها، از جمله سياست اجتماعي و سياست اقتصادي بايد هدف‎هاي سياست فرهنگي اولويت داده شود، مقصود نهايي سياست ملي است كه بايد از اولويت‎ برخوردار باشد.
در عصر ما، به دلايل گوناگون، عقايدي حاكم است كه بر پايه‎ي اصالت سياست‎هاي اقتصادي استوار مي‎باشد. به گفته‎ي ديگر، پذيرش برتري سياست‎‏‎هاي اقتصادي بر ديگر سياست‎‏ها.
در بيش‌تر موارد، عادت بر اين است كه هر گاه تدبيري در چار‎چوب منطق اجتماعي يا اقتصادي موجه شناخته شود، آن را كافي مي‎دانند. در صورتي كه اين برداشت از نظر منطق علم ناسيوناليسم، درست نيست. هر گاه اصالت را براي سياست فرهنگي قايل شويم و تدبير‎‏هاي اجتماعي و يا اقتصادي را در اين راستا بسنجيم، مساله شكل ديگري پيدا خواهد كرد. تدبيرهاي اقتصادي و يا اجتماعي، مي‎بايست تا جايي كه اثرات آن‎ها بر جنبه‎ي اصلي سياست ملي، يعني سايت جغرافيايي، سياست جمعيت و سياست فرهنگي آشكار گردد، مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند.
بدين ‎سان، تدربيرهايي كه داراي اثر مساعد بر سياست فرهنگي است، مناسب تشخيص داده شود و تدبيرهايي كه داراي اثر نامطلوب  بر سياست فرهنگي مي‎باشند، نامناسب خواهند بود.
تجزيه‎ و تحليل اثرات يك تدبير، تنها از ديدگاه اقتصادي و اجتماعي كافي نيست. تجزيه و تحليل‎ها بايد تاز مرز «آرمان‎شناسي» و «آرمان‎خواهي» سياست فرهنگي، گسترش يابد. هميشه بايد براي نقطه نظرهاي فرهنگي در برابر منظورهاي اقتصادي و اجتماعي، برتري قايل شد. زيرا، ديدگاه‎هاي سياست فرهنگي، دربردارنده‎ي نكاتي است كه رعايت آن موجب بقا و پيشرفت كل موجوديت ملت مي‎گردد.
كوتاه سخن آن كه: در علم ناسيوناليسم، تدبيرهاي اقتصادي و اجتماعي معطوف به هدف‎هايي است كه تنها در چارچوب مسايل اقتصادي و اجتماعي قابل شناخت نيست.


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  






 
 
گروههای جستارها:
 
 
 
پربازدیدترین ها:
 
پاسخ به بی بی سی درباره نژاد مردم ایران

نهضت پان ايرانيسم و رستاخيز كردستان آن سوي مرز

يادواره‌ي عكس پيش‌گامان و كوشندگان مكتب پان ايرانيسم

پيدايي ناسيوناليسم ايـران

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند
 
همه حقوق وابسته به دیدارگاه مرکز پژوهش های  کاربرد ی ایران می باشد.-
برداشت نوشتارها با بهره گیری از آنها تنها با یاد نویسنده و نشانی این دیدگاه روا می باشد.
Powered by Ratin Co Copyright © 2009 karbord   All rights reserved.